تبليغاتX
وبلاگ آقای پوریا پورسرخ
 
«مصائب دوشیزه» اولین فیلم بلند مسعود اطیابی در مقام كارگردان است. او كه تا پیش از این به عنوان تهیه كننده در سینمای ایران فعالیت می كرد این بار به عنوان كارگردان به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.
«مصائب دوشیزه» اولین فیلم بلند مسعود اطیابی در مقام كارگردان است. او كه تا پیش از این به عنوان تهیه كننده در سینمای ایران فعالیت می كرد این بار به عنوان كارگردان به سوالات خبرنگاران پاسخ داد.
وی در ابتدا درباره شخصیت های ارمنی فیلم و عدم داشتن لهجه اظهار داشت: كاراكترهای ما مسیحی هستند و با ارامنه فرق دارند. اگر لهجه می گذاشتیم باید در خانه هم ارمنی صحبت می كردند. وی در ادامه افزود: این فیلم اولین ساخته بلند من است و از اینكه غلامرضا موسوی حاضر به تهیه این فیلم شد از او تشكر می كنم.تمامی نقص های فیلم حاصل نگاه من است و اگر شما می بینید كه ریتم قصه كند است، من بر این مسأله تأكید داشتم. این در شرایطی است كه من از تدوینگر می خواستم نماها را خرد كند و در عین حال ریتم سرعت پیدا نكند. در حالی كه این دو مسأله در تناقض هستند ما در این فیلم ۱۰۶۰ برش داشتیم اما كندی ریتم را حفظ كردیم. اطیابی درباره تغییر فعالیت خود نیز اضافه كرد: مدیریت تولیددر سینما من را نسبت به حرفه های دیگر بیشتر راضی می كند و حرفه ای است كه آن را بسیار دوست دارم.وی گفت: من این حرفه را هم در ایران و هم خارج از ایران تجربه كردم و معتقدم در ایران كار بسیار سختی است. كارگردانی هم دغدغه من بود و آن را ادامه خواهم داد و برنامه هایی برایش دارم. وی در انتها درباره نوع صداگذاری فیلم گفت: اصرار زیادی داشتم كه صدای محیطی (آمبیانس) فیلم به شدت پایین بیاید. حتی در صحنه بازیگر فیلم تلاش داشت حس گریه به خود بگیرد كه من مانع این كار شدم.
● «مصائب دوشیزه» فیلمی پیچیده و غریب
فیلم «مصائب دوشیزه» ساخته «سید مسعود اطیابی» بیان داستان زندگی یك دوشیزه مسیحی در آستانه ازدواج است. او به سبب نذر پدر و مادر خود در شب های محرم نام فاطمه را در شناسنامه خود ثبت شده دارد.فیلم مصائب دوشیزه بر خلاف ظاهر خود، فیلمی پیچیده و غریب است.این فیلم تلاش كرده است تا پیوند بین ایرانیان اعم از اقلیت های مذهبی و مسلمانان را نشان دهد اما در این مسیر مجبور به استفاده از نشانه هایی شده است كه به كارگیری بی دقت آنها موجب اهانت به سالكان و معتقدان به مذاهب ابراهیمی می شود.در نمایی از این فیلم كه اوج بیان عرفانی فیلم است، یك مجروح شیمیایی ایرانی نشان داده می شود كه مسیحی است و روح او به صومعه مسیحیان پرمی كشد تا عكس مسیح را ببیند و همانگونه كه مسیح مردگان را زنده می كند تقدس موجود در فضای كلیسا و دیدن عكس مسیح موجب بازگشت روح این مجروح و زنده شدن مجدد او شود.این صحنه هر چند بسیار اثر گذار است اما هنگامی كه متوجه باشیم این اتفاقات در خودروی اورژانس تهران در حالی كه به دلیل ترافیك حاصل از عزاداری امام حسین (ع) قادر به حركت نیست رخ داده است، معنایی دیگرگون می یابد.با این وجود در ساختار اصلی فیلمنامه، نقش اصلی فیلم یعنی دختر مسیحی برخلاف آموزه های كتاب مقدس قادر به اعتراف و قبول مكافات عمل خود نیست، در حالی كه خود را مسیحی دوآتیشه می داند.او به قتل نفس با اتومبیل خود دست زده است، از سوی دیگر نامزد دختر متوفی، كه مسلمان است كتاب مقدس را حفظ كرده و دستورات آن را انجام می دهد و قصد بخشش قاتل نامزد خود را دارد.مصائب دوشیزه یك فیلم حقیقی است كه یكی از موضوع های مهم جاری در جامعه ایران یعنی پیوند بین اقلیت های مذهبی و مسلمانان را به بوته نقد كشیده است.

------------------------------------------------

شب اول : مرور مصائب
مصائب دوشیزه ؛ سید مسعود اطیابی

ارتباط مسلمانان و ارمنی‌ها در ایران از دیرباز ارتباطی تنگاتنگ بوده است ، به خصوص مراسم مذهبی محرم و عاشورا برای برخی از ارمنی‌های ایرانی مطابق اعتقادات خودشان، نوعی نگاهی دوباره به مصلوب كردن مسیح بوده است و همچنین برخی از مسلمان حتی اعتقادی را كه مسیحیان در باره علت به صلیب كشیدن مسیح دارند را ، كه زجر او را نوعی كفاره گناهان پیروان خودش می‌دانند ، در باره امام سوم شیعیان و یارانش نیز به همینگونه اندیشه می‌كنند ،‌ این مطلب در بیتی از شعر معروف قاآنی در باره واقعه كربلا كه در كتاب همشهری هم پنجشنبه گذشته دوباره نشر شده بود ، چنین آمده :
خنجر برید حنجر او را نكرد شرم؟ كرد، از چه پس برید؟ نپذیرفت ازو قضا بهر چه ؟ بهر آنكه شود خلق را شفیع شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بكا
كه البته تكرار آن را هم به نوعی در فیلمنامه " روز واقعه " بهرام بیضایی به صورتی دیگر شاهد هستیم.فیلم مصائب دوشیزه هم بر همین مبنا ، ارتباط بین دختری ارمنی و پسری مسلمان را بهانه قرار داده ، تا به این مسائل حاشیه‌ای تا متن بیشتر بپردازد.سست بودن داستان فیلم ،‌ بازیهای نچندان دلچسب بازیگران ، كارگردانی سردستی و ... فیلم هیچكدام به پای عقیده‌ای كه كارگردان فیلم اشاعه می‌دهد ، نمی‌رسد.تصویب چنین فیلمنامه‌ای ، حضور او در اولین روز جشنواره ‌كه به ایام عاشورا نیز نزدیك است و شركت دادنش در بخش " سودای سیمرغ " خود بیانگر خیلی حرفهاست ، در مقابل فیلم دیدار را از خاطر نبرده‌ام كه به خاطر طرح چنین مسائلی سالیان سال در محاق توقیف بود و سرآخر هم در زمانی اندك به اكران درآمد.كارگردان فیلم هم در جایی اشاره كرده بود كه فیلم به نوعی گفتگوی بین ادیان را مطرح می‌كند ، البته گفتگو در كافی‌شاپ بین دختری ارمنی و پسری تازه نامزد از دست داده كه سرآخر فیلم گفتگویشان به جایی نمی‌رسد ،‌ چرا كه خیالات باطل پسر مسلمان كه به جای زهرای از دست داده در تصادف ،عوضش در این گفتگوی بین ادیان ‍‍ژانت ( فاطمه )‌ را یافته خیالی عبث است و دختر دل به آندره عزیزش دارد و بس ، خصوصا وقتی كه معلوم شد ، قاتل زهرا ، ژانت نیست و از وجدان‌دردی خلاصی یافت.تماشاگران ایران دیگر آنقدر حرفه‌ای شده‌اند كه درست در جایی كه ‍ژانت به خاطر همان درد وجدان به بیمارستان می‌رود و می‌فهمد زهرا بر اثر تصادف مرده ، با خش و خش چیپس مزمز زیر دهان و بلند به بغل دستی‌اش بگوید ، اشتباه می‌كنه این اونی نیست كه دختره بهش زده كه البته فیلمنامه‌نویس فكر كرده بود ، این گره‌ی كور و اساسی را هیچكسی نمی‌تواند باز كند ، جز خودش كه یكساعت بعد از این جریان از میان كلاه معجزه‌گرش بیرون می‌آورد و تماشاگران را انگشت به دهان می‌گذارد.راستی تازه دیشب متوجه شدم جایگزین مناسب ترق ترق تخمه آفتاب‌گردان و ‍ژاپنی در سینماهای دهه شصت ما شده است خش‌خش آزار دهند چیپس و پفك و زرورق هات‌داگ و ... خوش به حال بوفه‌داران سینما!
اتوبوس شب ؛ كیومرث پوراحمد حضور كارگردان فیلم در سینما آفریقا نشانه دغدغه اوست برای درك بازتاب اثر تازه‌اش كه با دیگر كارهای او تفاوتی اساسی دارد: فاصله‌ی بین سینمای تجاری نوك برجی تا سینمای اتوبوس شبی كه با همان بی‌رنگی فیلم ، یكی از عوامل پس‌زدگی تماشاگران رنگپرست ایرانی در ابتدای به ساكن است ، موضوعی در ارتباط با وقایعی كه جامعه كنونی چندان سعی در به خاطر آوردن آن ندارد و حتی سیاستهایی سعی در زدودن خاطرات تلخ آن سالها داشته و دارد و چهره‌های غم‌زده ایرانی‌ها و هیكل‌های درشت و بی‌رحم عراقی‌ها و داستانی غمناك و... همه دست در دست هم ، به احتمال قوی تنها خاطره‌ای از این اثر در ارتباط با جنگ برای پوراحمد و چند دست‌اندركاری كه به احتمال به سیمرغان سودایی دست پیدا می‌كنند یا نامزدش می‌شوند به جا خواهد گذاشت و سهم سود مادی و كمك به چرخ اقتصاد صنعت سینما به عهده همان فیلم‌های نوك برجی می‌رسد.با این حال معترفم هنگام بازگشت به خانه نیمی از نیمه شب گذشته و بعد از دیدن فیلم ،‌ با شنیدن تصنیف زیبای استاد شجریان و یاد ایام رهی معیری از رادیو پیام ، خاطرات دوستان و آشنایان بسیاری كه در جنگ حضور داشتند و اكنون دیگر فقط نامی از آنها باقی مانده برای آدرس پرسیدن شهروندان محترم بر مبنای آنها بر خیابانها و كوچه‌های شهر ، بغض در گلو و اشك در چشم هم‌آوا شدم و حال و هوایی دیگر یافتم.این برای پوراحمد بس نیست كه دیگرانی را كه دیگر خاطره‌هایشان از آن دلاوران غبار روزمرگی گرفته را لحظه‌ای به خودشان بیاورد و هوای بهشت‌زهرا و قطعه‌ی یادگاران ماندگار را بكنند؟ البته فیلم خالی از نیش و كنایه نیز نبود و به خصوص كلام معروفی كه امروز و در اوج منازعات سیاسی بین ایران و آمریكا و ... از زبان سیاسمتداران هر دو سو زیاد می‌شنویم و این بار از زبان شیرین راننده اتوبوس حامل اسیران عراقی و به ظاهر در اوج جنگ ایران و عراق و از دل پوراحمد كه : مردم كه با هم جنگ ندارند این دولتها هستند كه به جان هم می‌افتند.راننده اتوبوسی ، كه نقش به یاد ماندنی از خسرو شكیبایی به جا می‌گذارد، خود معلول جنگ است و دلش خوش به اینكه كلامی هر چند كوچك از رادیوی عراق از زبان پسر اسیرش بشنود.بازی مهرداد صدیقیان بسیار متفاوت بود از بازیش در فیلم عصرجمعه ، و در هر دو فیلم مسلط و روان بازی كرده است.محمدرضا فروتن هم فقط خاطرات بازيهاي گذشته‌اش او را در فيلم جا انداخته است.كار سخت فیلمبردار و هدایت ماهرانه كارگردان در فیلم به خوبی به چشم می‌خورد ، فضاسازی كار شگفت بود و در میان فیلم‌هایی كه در باره جنگ ساخته شده‌اند ، حتی با بودجه میلیاردی مثل دوئل ، می‌تواند جزو بهترین‌ها باشد و سال‌ها در ذهن تماشاگرانش باقی بماند

---------------------------------
نه باورم نمیشه کرد
نه باورم نمیشه کرد
تو منو از یاد ببری
تولدم شد بی وفا
از تو نیومد خبری
چشای من خشک شد به در
حالا کی بی وفاتر
بال و پرش دادم ولی...
دیگه واسم نمی پره
اینو بدون
دستای من
گرمی دستتاتو میخواد
تو رو به عشقمون قسم
اون روزا رو یادت بیار


حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه
گریه نکن که دیگه دستمون بهم نمی رسه
تو رو خدا بهش بگین
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو
چرا خوشی به من نیامده؟؟؟
بهش بگین سراغش و از کس و نا کس میگیرم
بهش بگین اگه نیاد
تو انتظارش میمیرم
اخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه
میگن یکی تو قلبش
جونمو اتیش می زنه
فقط خدا ازت میخوام
دستی به دستش بزنم
جز ارزوی دیدنش هیچ ارزویی ندارم
بازم میگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگیره
برگردی به دیار کلبه مون
تا دوباره سر و سامون بگیره

ببخش اگه قسمت نشد
توی چشات نگاه کنم
یا
سر رو شونت بذارم
اسم تو رو صدا کنم
تو هم منو بذار برو
اما بدون رسمش نبود
جز تو اخه کی و دارم؟؟؟؟؟؟
اون که نخواست پیشم باشی
باید خودش صبرم بده
خدا گرفتی عشقمو
جواب قلبمو بده........

حتی دیگه خدامونم به دادمون نمی رسه
گریه نکن که دیگه دستمون بهم نمی رسه
تو رو خدا بهش بگین
صبر منم سر اومده
خدا به من بگو
چرا خوشی به من نیامده؟؟؟
بهش بگین سراغش و از کس و نا کس میگیرم
بهش بگین اگه نیاد
تو انتظارش میمیرم
اخه چرا نگاه اون چنگی به دل نمی زنه
میگن یکی تو قلبش
جونمو اتیش می زنه
فقط خدا ازت میخوام
دستی به دستش بزنم
جز ارزوی دیدنش هیچ ارزویی ندارم
بازم میگم دوست دارم
کاش عشقمون جون بگیره
برگردی به دیار کلبه مون
تا دوباره سر و سامون بگیره
 
این شعرو یکی از دوستای عزیییییییز داده که من خییییییییلیییییی دوسش دارم
نمیدونستم میخواد اسمشو بگم یا نه واسه همین اسمشو نمیگم
------------------------------------------------
 عکس از ساعت شنی

--------------------------------------
دوستت دارم
اگر قرار باشد روزي به تو برسم

انتظار آسان است

اگر قرار باشد دوباره تو را ببينم

زندگي شيرين است

اگر قرار باشد مزه ي دستان تو را بچشم

مشکلات حل مي شود

اگر قرار باشد روزي به پاي تو بميرم

لطفا فوتم نکن؛مي خواهم در سينه ي تو تمام شوم

اشک ها همه به لبخند تبديل مي شود

و لبخند ها دوباره به اشک

فقط اگر ببينم خيال رفتن داري .

زندگيم مي سوزد اگر بفهمم روزي از من دل گير شده اي

اما بدان دوستت دارم

از پشت اين همه فاصله

از پشت اين همه حرف

دوستت دارم
.
 

-----------------------------------------------------------

این یه عکسم از روز سوم

 

ای واییییییییییییی خدایا مردم من آخه بچه ها بهتون قول داده بودم که یه تیکه ساعت شنی رو بزارم

واییییییییییی سرم درد گرفت اصلا واسه من آپلودش خیییلی طول میکشه

 

ولی بازم سعیمو میکنم گفتم که من سرعتم خیلی پایینه ساعت ۴ صبح بلند شدم اپ کنم شاید

سرعتش بهتر شه ولی نشد که نشد

به هر حال ببخشید به خدا خیلی سعی کردم ایشالله تو اپای بعدی جبران میکنم

نوشته شده توسط هانیه در دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386 ساعت 18:12 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ

من آهنگ غریب روزگارم
غمی در انتهای سینه دارم
تمام هستی ام یک قلب پاک است
که آن را زیر پایت میگذارم



ایمیل های آقای پوریاپورسرخ

p_poorsorkh@yahoo.com

poria_4@yahoo.com


فهرست اصلی
صفحه نخست
پست الکترونيک
آرشيو وبلاگ
نوشته های پیشین
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته دوم اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386

آرشیو موضوعی

پورسرخی ها
رزا جون
مروارید جون
باهره جون
هیلدا جون
مهسا جون
عسل جون
آرزو جون
رعنا جون
فرنوش جون
مریم جون
آوا جون
مینو جون
الهام جون
نسیم جون
کلیپ های موبایل
دوستان
شاهنامه-تاریخ ایران
هنرمندان
افزایش آمار وبلاگ
زیبا به تو که زیباترینی می گویم
حزب باد
گهی خوش گهی غم
بازیگران ایرانی
هر عکسی که تو بخوای
تبلیغات رایگان شما
*๑๑*•.¸¸.•**دلنوشته بیصدا** •.¸¸.•*๑ ๑*
کلوپ هواداران موزیک و رپ فارسی
RAP
عکس مطالب جالب ودانلود
هواداران سایه روشن سینما حمید گودرزی
جیر جیرک قالب ساز
the biology group
اصلاح گران سینمای ایران
اولین فیلم اکشن در ایران حرکت اول
مجله سینمایی پارس فیلم
عاشقانه
روز سیاه(گمشده)
یا صاحب الزمان
کانون هواداران الناز شاکر دوست
فریبرز
طراح حرفه ای قالب وبلاگ
امام عصر
جهان بازی
رپ فارسی
دانلود بکن حالشو ببر
مهران مدیری
شهرام حقیقت دوست
كامران (نجف زاده)
تمام پیوندها

طراح قالب
طراحی قالب
بهترین و زیباترین کدهای جاوا اسکریپت به همراه آزمایش آن کد


www.irLearn.com


Copyright (C) 2007, http://miomio70.blogfa.com. all right reserved.
Design by m3s